انسان های موفق و خوشحال در طول روز به چی فکر میکنند؟

میخوام به شما یاد بدم چطور با نیروی تفکر مثبت، زندگی خود را تغییر دهید آیا می­توانید حدس بزنید بیشتر انسان­های موفق و خوشحال در طول روز به چی فکر میکنند؟ جواب ان آسان است انسان­های شاد و سلامت بیشتر اوقات در مورد چیزهایی که می­خواهند و چگونگی به دست اوردن آنها فکر می­کنند. قدرت تفکر مثبت و پروزش یک نگرش مثبت، دو مورد از مهمترین ویژگی­هایی هستند که یک نفر می­تواند برای تغییر زندگی­اش داشته باشد. وقتی شما در مورد آنچه می­خواهید و چگونگی دستیابی به آن فکر و صحبت می­کنید احساس شادمانی بیشتر و داشتن کنترل بیشتر بر زندگی­تان دارید وقتی در مورد چیزی مه خوشحالتون می­کند فکر­ می­کنید، در واقع مغز شما اندرفین آزاد می­کند که به شما احساس سلامتی کلی می­دهد در نتیجه شما یک نگرش مثبت پرورش می­دهید. بیشتر اوقات خوشحال هستید بر اساس بیشتر آزمون­های روانشناسی، به نظر می­رسد افراد شاد ویيگی به خصوصی دارند که به آنها این توانایی را می­دهد زندگی بهتری نسبت به موسط جامعه تجربه کنند آیا می­توانید حدس بزنید که آن چیست؟ آن ویژگی خوش­بینی و تفکر مثبت است. خبر خوب رای خوش­بینی این است که این ویژگی قابل یادگیری است شما می­توانید یاد بگیرید که انسانی با اعتماد به نفس بالاتر و خوش­بین­تر باشید و نگرش مثبت­تری داشته باشید. تنها با تفکر به گونه­ای که افراد خوش بین اکثر اوقات فکر می­کنند. طبق قانون علت و معلول اگر شما اعمال و گفتارتان مانند آنچه دیگر افراد سالم و خوشحال انجام می­دهند و می­گویند، باشد. به زودی همانگونه احساس می­کنید و همان نتایج را خواهید گرفت و از همان نگرش مثبت و تجربیاتی که آنها بهره می­برد­ند، لذت خواهید برد. افراد خوش­بین به نظر راه­های متفاوتی برای برخورد با وقایع دنیا دارند که انها را از انسان­های متوسط متمایز می­کند. اولاً انها ذهنشان را بر روی آنچه می­خواهند متمرکز می­کنند اهداف آنها برایشان کاملاً مشخص است و آنها مطوئن هستند که دیر یا زود به آنها می­رسند. دوم فرد خوش­بین در مواجهه با هر مسئله یا مشکل به دنبال نکته مثبت آن می­گردد وقتی اوضاع خراب می­شود، همانطور که اکثر اوقات اینگونه است آنها می­گویند چه خوب… وشروع به پیدا کردن نکته­ای مثبت در مورد آن وضعیت می­کنند وچیزی که می­دانیم این است که اگر شما به دنبال چیز خوب یا مفیدی در فرد یا موقعیتی بگردید آن را همیشه خواهید یافت و هنگامی که می­گردید فردی مثبت­تر و خوشحال­تر خواهید شد. افراد خوش بین در مواجهه با هر مانع یا بدشانسی، به دنبال درسی ارزشمند می­گردند به جای اینکه آشفته شوند و دیگران را برای آنچه اتفاق افتاده سرزش کنند، کاری که اکثر مردم انجام می­دهند آنها کنترل احساساتشان را به دست می­گیرند و می­گویند: من از این تجربه چه می­توانم بیاموزم پس امروز تصمیم بگیرید که نگرش مثبتی را نسبت به خودتان اطافیانتان و زندگی خود پرورش دهید از الان تصمیم بگیرید که نیمه پر لیوان را در زندگی ببینید و به جای نیمه خالی آن انسان­های خوشحال برای نعمت­های بسیاری که در زندگی دارند شکر­گزارند به جای اینکه نگران باشند و برای چیزهایی که ندارند شکایت کنند بنابراین همیشه فرض کنید انسان­های اطرافتان، بهترین نیت را دارند اکثر مردم تقریباً با اخلاق و راستگو هستند و سعی می­کنند به بهترین نحوی که می­توانند کاری را انجام دهند پس وقتی به دنبال چیز خوبی در کلام یا رفتار انها می­گردید تقریباً همیشه چیزی پیدا می­کنید در اخر تصمیم بگیرید که شاد باشید اهمیتی ندارد که چه اتفاقی میافتد نگرش مثبت و نگاه کردن به جنبه خوب هر اتفاق، هنگامی که اوضاع درست پیش نمی­رود، مهمترین چیز است داشتن نگرش مثبت و شاد بودن، هنگامی که همه چیز طبق برنامه­ریزی پیش رود کار آسانی است تنها هنگام مواجهه با موانع و مشکلات غیرمنتظره است که شما به خودتان و دنیای اطرافتان نشان می­دهید که واقعاً چه وع نگرش و رویکردی دارید مطمئن شوید که آن نگرش مثبت است.

بزرگترین عاملی که جلوی موفقیت شما را میگیره

سلام خوش اومدین به برنامه ما

امروز من ازتون می­خوام که به بزرگترین عاملی که جلوی موفقیت تونو میگیره فکر کنید. بزرگترین مانع! عاملی که جلوی مردمو میگیره تا از یه زندگی خوب و ثروتمند لذت ببرن. بهتون میگم که اون چیه؟ و اون چیزی نیست جز به تاخیر انداختن کارهاتون …. مردم معمولاً تو سمینارهام از من میپرسن که چجوری میتونم به تعویق انداختن کارهامونو از زندگیمون حذف کنیم؟  اونا میگن که این موضوع بدترین چیز ممکن تو زندگیمونه و اینکه معمولاً برنامه میریزیم که خیلی کارها را انجام بدیم اما نمی­تونیم من هم در جواب گفتم که ناپلئون هیل تو قسمتی از این کتابش در رابطه با راه­هایی برای حل این موضوع صحبت میکنه. میدونید اون چیه؟ اون تصمیمه…..قدرت تصمیم گیری. مشکل شما اینه که به معنای واقعی تصمیم نمی­گیرید که کاریو انجام بدید. به این نکته ای که این قسمت میگه گوش بدین. ناپلئون میگه کسایی که خیلی سریع و بدون معطلی تصمیم میگیرن و دقیقاً میدونن که چی میخوان قطعاً بهش میرسن. کسایی که رهبر زندگی خودشون هستن در هر قدمی که پیش رو دارن سریع و محکم تصمیم میگیرن و به این دلیل به عنوان رهبر زندگی خود شناخته میشن. همچنین میگه که دنیا عادت داره به اینکه فضایی بسازه از مردا و زنایی که حرف­ها و رفتاراشون نشون میده که قصد دارن به کجا برن و اینکه معمولاً دودلی و نداشتن تصمیم گیری راجع به کارهامون مو­تونه تبدیل به یه عادت بشه. که تقریباً در سنین جوانی شروع میشه. و اینکه عادت کم کم همیشگی میشه و تداوم پیدا میکنه. و به همراه نوجوانی زمان رفتن به دبستان، دبیرستان و همچنین موقع رفتن به دانشگاه با شما همراهه و باعث میشه که تو هدف­هاتون پایدار نباشید. بزرگترین ضعف سیستم آموزش اینه که مهارت تصمیم گیری را نه آموزش میدن و نه کسی را تشویق به این کار میکنن من همیشه تو همه سمینارهام به مردم گفتم که من هیچ وقت تا به حالا برای بچه­هام تصمیم نگرفته­ام. شاید فکر کنید که اهمیت نمی­دم یا …… اما نه اینطور نیست. وقتی کوچیک بودن و پیشم میومدن و بهم میگفتن که پدر تو چی فکر می­کنی من هم میگفتم شما چی فکر می­کنی. و بهشون انگیزه میدادم تا به کارایی که میخوان انجام بدن فک کنن و اینکه تشخیص بدن که بهترین و درست ترین راه چیه و تصمیم بگیرن مسئله اصلی اینه که در گیره بی­تصمیمی و به تاخیر انداختن کارا نشن . با چیزای کوچک شروع کنید چیزای کوچیکی که معمولا مهم نیستن و به نظر نمیان. انجام بدین……همین الان انجام بدین من مطمئنم که به همین ترتیب می­تونید کارهای بزرگتر هم انجام بدین انجامش بدین . میدونین تصمیم گیری مقوله مهمیه وقتی تصمیم می­گیرید که کاری را انجام بدین دارید برای انجام اون کار فرکانس و انرژی میفرستید که آماده بشید تا حتما اون کار را انجام بدید. شما نیاز نیست بدونید که چطور باید اینکار را کنید فقط باید بدونید و حس کنید که در حال انجام اون هستید و زمانی که تصمیم گرفتید دارید برای انجام اون کار فرکانس و انرژی می­فرستید که باید به سرانجام برسه شما اون زمان هر چیزی را که احتیاج دارید جذب می­کنید. تا اون تصمیم را عملی کنیدشاید الان این موضوع خیلی به نظر عجیب و غیرقابل لمس باشه اما اگر خوب گوش کنید و اغلب بهش فکر کنید و کل این مبحث رو راجع به تصمیم گیری توی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید بخونید درکش می­کنید. هر روز تا مدت یک ماه راجع بهش مطالعه کنید من تضمین می­کم که این موضوع زندگیتون را عوض می­کنه و این راهیه که شما شما می­تونید از پشت گوش انداختن کارهاتون جلوگیری کنید. شما حتی یه روز دیگه هم نباید با این موضوع کنار بیاید. حتی یک روز همین امروز تصمیم بگیرید.

چرا گاهی درجا میزنیم؟

اگر میلِ واقعی به پیشرفت داریم، پس باید برای تحقّق بخشیدن به آن‌چه می‌دانیم و احساس می‌کنیم راهی بیابیم. باید راهی برای متجلّی کردنِ بیرونیِ ارزشهای درونیِ خود بیابیم. در غیرِ این صورت، ارزش‌هایمان بی‌مُزد و استعدادهایمان بی‌حاصل می‌مانند.

این که چرا برخی شکست میخورند و چرا برخی موفّق میشوند ممکن است کمی گیج‌کننده باشد. حتی گاهی اوقات ممکن است غیرِ منصفانه به نظر آید. همه ما کسانی را می­شناسیم که تحصیلاتِ خوب، منشِ دُرُست و میلِ واقعی به موفّقیّت دارند. آنها والدینی خوب، کارمندانی دُرُست‌کار و دوستانی باوفا هستند. امّا با وجودِ دانش، احساسات و اشتیاق، با استیصال زندگی می‌گذرانند. انتظار می‌رود آن‌ها بهره‌ی بسیار بیش‌تری از زندگی داشته باشند، امّا گویی بهره‌ی بسیار کم‌تری نصیبِ‌شان شده است.

از طرفِ دیگر، افرادی را نیز می‌شناسیم که به نظر میرسد نصیبِ بیش‌تر ولی شایستگیِ کم‌تری دارند. مانندِ افرادی که تحصیلاتی ندارند، منشی ضعیف نسبت به خود و دیگران دارند و اغلب فریب‌کار و غیرِ اخلاقی‌اند. تنها وجهِ مشترکِ این دسته با کسانی که باید بهتر عمل کنند ولی ضعیف عمل می‌کنند در میلِ واقعی به پیشرفت است. این افراد با وجودِ این که بویی از فضیلت، دانش و قدردانی نبرده‌اند، امّا اغلب مقام و منزلتِ بالایی به دست می‌آورند.

چرا برخی انسان‌های خوب نصیبِ کم‌تری دارند در حالی که برخی افرادِ فریب‌کار بسیار بهره‌مند هستند؟ چرا سوداگرانِ موادِّ مخدّر و اعضای مافیا و تبه‌کاران در جامعه‌ی ما سوارِ اتومبیل رُلز رُیس می‌شوند در حالی که بسیاری برای خریدِ اتومبیلی نُقلی و ارزان‌قیمت مجبور هستند تقلّای بسیار کنند؟ اگر اشتیاقِ ما هم به موفّقیّت به شدّت آن‌ها است و در ضمن فضائلِ بیش‌تری نظیرِ اصلاحِ فلسفی و پختگیِ عاطفی نیز داریم، پس چرا بهتر از آن‌ها عمل نمی‌کنیم؟

پاسخ این است که شاید ما برای دست‌یابی به اهداف‌مان چندان تلاش نمی‌کنیم… ولی آن‌ها چنین می‌کنند. ما تمامِ آنچه را هستیم به کار نمی‌گیریم. ولی آن‌ها چنین می‌کنند. ما تا پاسی از شب بیدار نمی‌مانیم و برای رسیدن به رؤیاهایمان برنامه‌ریزی‌های جدیدی نمی‌كنیم و برای تحقّق آن‌ها بی‌وقفه نمی‌کوشیم. ولی آن‌ها چنین می‌کنند. ما تا آن‌جا که ممکن است درباره‌ی حرفه و وضعِ بازارِ کارِمان اطّلاعات کسب نمی‌کنیم و چیزی یاد نمی‌گیریم. امّا آن‌ها چنین می‌کنند. ما برای یافتنِ منابعِ دُرُستِ تأثیرگذار، ارتباط با کسانی که ممکن است ما را در به دست آوردنِ اهداف‌مان یاری کنند چندان تلاش نمی‌کنیم. امّا آن‌ها چنین می‌کنند. هنگامی که ما در رؤیای آینده‌ای درخشان به سر میبریم، آن‌ها در حالِ اقدام هستند. دُرُست است، گرچه آن‌ها كارهای خطایی می‌کنند، امّا کارِ خود را با چنان ثبات و جدّیّت و تعهّدی انجام می‌دهند که مایه‌ی سرافکندگی و شرمساریِ بسیاری از ما است.

شرّ همواره جای خالیِ خیر را به سـرعت پُر می‌کند. تنها لازمه‌ی پیروزیِ شرّ وجودِ انسان‌های خوبی است که کاری نمی‌کنند و متأسّفانه، اکثرِ انسان‌های خوب چنین می‌کنند. نبودِ اقدامِ جدّی و منضبط است که امکانِ رشدِ شرّ را فراهم می‌آورد و انسان‌های خوب را با مشکل مواجه می‌سازد. اگر زندگی گاه منصفانه به نظر نمیرسد، نباید کسی را جز خود مقصّر بدانیم و سرزنش کنیم.

تصوّر کنید چه دنیای متفاوتی ممکن است داشته باشیم اگر همین حالا متعهّد میشدیم که با تمامِ آن‌چه هم‌اینک هستیم، در هرکجا که هم‌اینک هستیم و با هرچه هم‌اینک داریم اقدام کنیم. چه میشود اگر منتهای تلاشِ خود را برای شغل، خانواده و جامعه‌مان بکنیم؟ چه می‌شود اگر همین الآن شروع کنیم، کتاب بخوانیم، جای اشتباه را به انضباط بدهیم و با افرادی که ایده‌های برانگیزنده دارند معاشرت کنیم؟ چه می‌شود اگر همین الآن شروع کنیم، رؤیاهایمان را به طرح و طرح‌هایمان را به اقداماتِ اصلاح‌شده‌ای تبدیل کنیم که به حصولِ اهداف‌مان بینجامند؟ چه دنیای متفاوتِ شگفت‌انگیزی می‌توانیم ایجاد كنیم! در یک چشم بر هم زدن شرّ را متواری می‌کنیم و خیر به سرعت جایگاهِ واقعیِ خود را بازپس می‌گیرد. چه زندگیِ فوق‌العاده‌ای را می‌توانیم با خانواده‌هایمان سهیم شویم. زندگی‌ای سرشار از چالش، هیجان و موفّقیّت. و چه میراثی می‌توانیم برای نسل‌های آینده از خود به جا بگذاریم. میراثِ گران‌بهای فضیلت، شَرافت و مُکنت که می‌توان با آن دنیایی جدید ساخت و به همین دلیل است که باید کاری برای زندگیِ خود بکنیم و مَهارت‌ها و استعدادهایمان را به کار ببندیم.

 

از کتاب “پازل زندگی” نوشته “جیم ران”

راجر بنیستر چه باوری داشت که اولین نفر شد؟

راجر بنیستر یک مثال فوق­العاده ­ایه که هر کسی واقعاً قادر به رسیدن به هر چیزی هست. حتی اگر اون چیز به چشم جامعه غیرممکن به نظر بیاد.

برای سال­ ها، دوندگان برتر دنیا نمی­ تونستند یک مایل را کمتر از چهار دقیقه بدوند و این رسیدن به زیر 4 دقیقه براشون مثل یک سد بزرگ شده بود. جان لاندری، دوسال برای شکستن این رکورد وقت صرف کرد و بعد از آخرین تلاشی که انجام داد گفت: ” صادقانه بگم، من فکر می کنم که دویدن یک مایل زیر 4 دقیقه، فراتر از قابلیت ­های منه. ”
پس از تلاش­ های بسیار دوندگان و نرسیدن به زیر 4 دقیقه به این نتیجه رسیده بودن که اصلاً فیزیک بدن انسان اجازه نمی­ دهد که زیر 4 دقیقه یک مایل را بدود. پزشکان می­ گفتند که اگه انسان اینقدر سریع بدود قلبش منفجر میشه.­ اما شخصی به نام راجر بنیستر دانشجوی رشته پزشکی از انگلیس تصمیم گرفت باور کنه که میتونه این کار را کنه. و به عنوان جزئی از تمرینش، به طور مرتب موفقیتش را تصویرسازی می­ کرد. در روز مسابقه بنیستر وقتی خط پایان را گذراند به زمین افتاد در حالیکه جمعیت حاضر یکسره به تشویق وی درآمدند. راجر بنیستر، دوندهٔ انگلیسی، نخستین شخصی بود که در سال ۱۹۵۴ موفق به انجام این کار شد و عجیب­تر اینکه ۴۶ روز بعد جان لندی استرالیایی هم تونست این سد را بشکنه. کاری که زمانی غیر ممکن به نظر می­ رسید الان صدها نفر تونستند این کار را انجام بدند که شامل چندین دانش آموز دبیرستانی هم میشه. شاهکار بنیستر این باور و این ایمان را به بقیه داد که می­تونند زیر چهار دقیقه یک مایل را بدوند. دیگه بعد از اون کسایی که پا میذاشتن تا بدوند می­دونستن در ذهنشون که قبلاً این کار انجام شده، این ممکنه و این امکان داره که من در کمتر از چهار دقیقه یک مایل را بدوم چرا؟ چون یه کسی قبلاً این کار را انجام داده. اما راجر بنیستر زمانی که این کار را انجام داد همه می­گفتن امکان نداره ولی خودش باور داشت که این میشه و اون کار را انجام داد و از اون تاریخ تا به الان تعداد بسیار زیادی از افراد اون کار را انجام دادند. کسی که باید باور داشته باشه خود تو هستی اگه خودت باور داشته باشی که اگه بخوای به چیزی که می­خوای برسی میرسی این اتفاق می­افته. هیچ کسی نمی­تونه بهت بگه که امکان داره یا نداره اگه خودت ایمان داشته باشی خودت باور داشته باشی این امکان وجود داره اگه میخواهی وزن کم کنی اگه میخوای توی بهترین دانشگاه جهان درس بخونی یه بیزینس موفق داشته باشی تنها کسی که باید باور داشته باشه اون خودتی.

رکورد فعلی دوی یک مایل به میزان ۳:۴۳٫۱۳ دقیقه در اختیار هشام الگروج، دوندهٔ مراکشی است.